X
تبلیغات
ادبیات فارسی

 شباهت وتفاوت بین پیشوند +گروه اسمی با متمم قیدی:

1-    شباهت هر دو آن ها در این است که هردو قید هستند وجزء اجزای جمله به حساب

 نمی آ یند و قابل حذف از جمله هستند .

 اما مشکل در تفاوت آ ن دو است ؛زیرا که دانش آموز فکر می کند به نوعی در هر دو حرف اضافه به کار رفته است « به تهران ، متمم قیدی »  و« به سختی ، پیشوند + اسم»

2-    تفاوت آن دو در آن است که می توان برای پیشوند + اسم یک معادل به کار برد ؛ مثلا به جای« به راحتی » میتوان گفت «راحت » یا به جای « به تدریج » می توان گفت «تدریجاً» اما برای متمم قیدی نمی توان معادل قرار داد « از تهران »

3-    پیشوند + اسم بیشتر حالت یا صفت هستند مثل« با عجله یا به گرمی »اما متمم قیدی بیشتر اسم هستند ؛ مثل« در خیابان یا با اتوبوس »

4-    پیشوند + اسم یک کلمه است « به نرمی  ، یک واژه »  اما متمم قیدی دو واژه است « در خانه ، دو واژه » چون نمی توا ن بین پیشوند واسم بعد از خود تکواژی قرار داد اما در متمم قیدی می توان « با خودرو ، با این خودرو »

پس اگر اسم آن دو بشتر حالت یا صفت بودند وتوانستیم معادلی برای آن قرا ر دهیم ، پیشوند + اسم هستند وگرنه متمم قیدی

حسن دهقان

 

نوشته شده توسط گروه ادبیات شهرستان ازنا  | لینک ثابت |

استفهام در کتب درسی دوشنبه 1392/12/12 12:0


استفهام  در کتب درسی وانواع آن

استفهام معادل عربی پرسش است .در ادبیات وشعر ونثر برای بالا بردن تاثیر کلام والقای معنی در ذهن خواننده از آن استفاده میشود

انواع استفهام :  استفهام انواع مختلفی دارد ؛ اما دونوع آن اهمیت دارد  : 1- استفهام انکاری .2- استفهام تاکیدی

استفهام انکاری ، سوالی است که جواب آن منفی باشد یا همان نه خودمانی .

مثال از ادبیات سال اول

از این خویشتن کشتن اکنون چه سود ؟ ( سودی ندارد )

که باشد که مرا به حیلت بر بندد؟ ( هیچ کس نمی تواند )

چون دود می رود /نابود می شود ؟( نابود نمی شود)

ادبیات سال دوم

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من /چواسیر توست اکنون به اسر کن مدارا ( هیچ کس نمی گوید )

به شهر تو شیر ونهنگ پلنگ /سوار اندر آیند هر سه به جنگ ؟ ( خیر نمی آیند )چه طور به گویم ناخوشم ؟ ( نمی توانم بگویم )

چه باید نازش ونالش بر اقبالی وادباری ؟ ( نباید بنازی وببالی )

ادبیات سوم عمومی

از دست وزبان که براید /کز عهده ی شکرش به در آید ( هیچ کس بر نمی آید)

 چه غم دیوار امت را که دارد چون توپشتیبان ؟( غمی ندارد)

چه باید مرا جنگ زابستان ؟ (نیازی ندارم )

ادبیات چهارم عمومی

همچو نی دمسازو مشتاقی که دید ؟ ( هیچ کس )

چگونه ممکن بود او به این کار ناروا گردن نهد ؟( امکان ندارد )

روز فراق را که نهد در شمار عمر ؟ ( هیچ کس )

استفهام تاکیدی ، سوالی است که جواب آن آری یا حتما وازاین گونه جواب ها باشد ؛  مثال از کتب درسی :

خیال می کنی مملکت صاحب نداره؟ ( حتما دارد)

هان نمی ارزه ؟ ( بله می ارزد )

آیا از سرزمین تو بود که فرشتگان سرود های صلح وآشتی را برای چوپانان خواندند؟ ( حتما )

نبینی آن که دارد بلبلی را ؟( حتما  می بینی )

گفت والی از کجا در خانه ی خمار نیست ؟ ( حتما هست )

مگر اندوه انسان ها شادی دژ خیمان را تهدید نمی کند ؟( آری ) .....

نکته مهم: استفهام از هر نوع ،آرایه ی ادبی نیست ومربوط به بحث معانی وبیان می باشد ؛بنابراین نباید آن را آرایه حساب کرد .

حسن دهقان

 

 

 

 

نوشته شده توسط گروه ادبیات شهرستان ازنا  | لینک ثابت |

طرز شمارش واژه ها در جمله دوشنبه 1392/11/21 10:56

 طرز شمارش تعداد واژه ها در جمله:1- یکی از مشكلات خط فارسی نبود علامتی خاص برای نقش نمای اضافه در خط فارسی است .پس  ابتدا نقش نمای اضافه را می گذاریم ؛ زیرا نقش نما ی اضافه خود یک واژه است ؛ مثلا در جمله ی (دانش آموزانِ سالِ اولِ دبیرستان به اردویِ زیارتی رفتند ) چهار نقش نما وجود دارد که باید گذاشته شود .2- فعل را از نظر ساده و مرکب بودن بررسی می کنیم ؛ زیرا فعل مرکب یک واژه به حساب می آید . مثلا در جمله ی ( ما او را ادم حساب به شمار می آوریم ) فعل ( به شمار می آوریم) مرکب است و يک واژه به حساب می اید.3- واژه های مانند ( اموزش وپرورش یا کشت وکشتار ) یک واژه هستند ؛چون نمی توان بین آنها  تکواژی قرار داد وبگوییم آموزش ها وپرورش یا کشتی وکشتار.البته این گونه واژه ها تا حدی گمراه کننده هستند . پس برای تشخیص واژه های  مرکب باید ابتدا ببینیم بین اجزای آن ،تکواژی مانند علامت جمع یا یای نکره قرار میگیرد یا خیر ، مثلا واژه ی ( کالا برگ ) نمیتوان گفت کالا ها برگ کالا یی برگ و...) چون معنی ندارد .

مثال : این حادثه در خیابا ن شلوغ شهر روی داد (9 واژه) چون فعل مرکب است ( روی داد)ودو نقش نما هم داریم. حسن دهقان

نوشته شده توسط گروه ادبیات شهرستان ازنا  | لینک ثابت |

نام گذاری بختیاری ها جمعه 1392/11/18 22:14

فرهنگ نام گذاری بختیاریها

557336_259964097455027_955525379_nبختیاری نیوز: نام‌های زنان و مردان بختیاری هر کدام یادآور فرهنگ اصیل بختیاری می‌باشند اما ما تا چه حد با این نام‌ها آشنا هستیم؟ آیا چنین نام‌هایی که حتی نام پدران و مادران ما است را برای فرزندان خود انتخاب می‌کنیم؟

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه خوزستان، در گذشته نام‌گذاری بر حسب ضرورتی انجام می‌شد و همواره نه تنها در ایل بختیاری بلکه در بین تمام اقوام مردم برای نام‌گذاری‌ها ملزوماتی را در نظر می‌گرفتند. در ایل بختیاری نیز هر نام‌گذاری ریشه در فرهنگ غنی و اصیل این ایل داشت و هیچ کدام بدون علت و یا بدون معنا نبود. آیا همچون رنگ باختن دیگر آداب و اصول زندگی در سال‌های آینده این نام‌ها کم‌کم به باد فراموشی سپرده خواهند شد؟

اگرچه هنوز برخی جوانان و یا زوج‌های جوان بختیاری نام فرزندان خود را از نام‌های رایج و قدیمی بختیاری گذشتگان خود و یا با الهام از نام‌های قدیمی برمی‌گزینند برخی چنین اعتقادی ندارند. یکی از اقوام، چند سال پیش نام بختیاری “تیام” را روی دخترش گذاشت. این نام به معنای چشمانم می‌باشد و تصمیم داشت که نام دختر بعدی خود را “زونیام” به معنای زانوهایم با الهام از نام‌های زیبای بختیاری بگذارد اما برخی از اطرافیان به او خرده گرفتند که این نام‌ها را نمی‌توان در جامعه امروز به کار برد. برخی معتقدند نمی‌توانند اسم‌های بختیاری قدیمی را بر فرزند خود بنهند زیرا گمان می‌کنند فرزندانشان در سال‌های بعد نام خود را مناسب نخواهند دانست و والدین خود را به خاطر این نام‌گذاری سرزنش خواهند کرد.

هر کدام از نام‌های بختیاری بر اثر علتی شکل گرفته‌اند. برخی به علت حادثه و برخی براساس آرزوها و آمال والدین. امروزه هر فردی به دنبال یافتن اسمی با معنا و خوش آهنگ برای فرزند خود است که تعداد این نام‌ها در فرهنگ بختیاری کم نیست.

به عنوان مثال در گذشته برخی نام‌ها از طبیعت و حوادث طبیعی الهام می‌گرفت همچون بارونی، سبزوار، صنوبر، ستاره، برفی، گلنار، همه گل، بهارگلی یا سوگلی و ماه‌پسند. طراوت و شادابی که در طبیعت وجود داشت ملاک این نام‌گذاری‌ها بود. همچنین بختیاری‌ها که از دیرباز علاقه و تمایل زیادی به شاهنامه و خواندن آن داشتند. نام‌های شاهنامه‌ای برای فرزندان خود انتخاب می‌کردند. نام‌های برگرفته از شاهنامه همچون رستم، زال، سودابه، منیژه ،اسفندیار، سهراب و بیژن.

برخی والدین نیز نام اشیاء قیمتی را برای فرزندان خود انتخاب می‌کردند همچون اشرفی، طلا، گوهر، نرقه یا نقره. نام‌هایی از جمله جمعه، شنبه، صفر، رجب، بهمن و رمضان و نوروز با الهام از روزها و ایام سال نیز از دیگر نام‌های رایج در فرهنگ بختیاری بوده است. برخی نام‌ها نیز براساس آرزویی شکل می‌گرفت. مثلا بعضی از خانواده‌های پردختر به امید این که فرزند جدید آخرین فرزند دختر آن‌ها باشد برای او اسامی همچون خانم بس و دربس را انتخاب می‌کردند.

برخی نام‌ها در بختیاری‌ها به سبک و سیاقی تلفظ یا گفته می‌شد که آن اسم یا کوتاه یا خلاصه‌تر می‌شد. مثلا شووی یا شوچراغ به جای شب چراغ، کوچیرعلی به جای کوچک‌علی، قپونی به جای قپانی، قربون به جای قربان، مایجون به جای ماهی جان. بخش عمده‌ای از نام‌ها نیز مثل علی‌مراد، شاه میرزا، خدارحم، علی‌داد، خداداد، علی‌خان و امیدوار دو بخشی و یا ترکیبی بوده‌اند.

احترام و اهمیت دادن به بزرگان یکی دیگر از شاخص‌های نام‌گذاری بوده است که معمولا نام فرزند تازه به دنیا آمده به پیشنهاد یکی از بزرگان فامیل بود و یا نام یک فرد بزرگ و شناخته شده را بر این فرزند می‌گذاشتند.

در این باره یونس شفیعی، کارشناس فرهنگ بختیاری، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در خوزستان به چرایی و چگونگی فرهنگ نام‌گذاری در ایل بختیاری پرداخته و معتقد است: در قوم بختیاری نام و نام‌گذاری جایگاه ویژه‌ای دارد. به فرض در زمان متولد شدن بچه چند ملاک در این نام‌گذاری‌ها دخالت پیدا می‌کرد. اگر کودکی در مسیر کوچ به دنیا می‌آمد نام‌های منتخب پیرامون همان آب و هوا و یا آن زندگی کوچ‌نشینی بود. به عنوان مثال نامی تحت عنوان “بارونی” در زمان بارندگی زیاد و یا نام “برفی” در زمان بارش برف و یا نام کوه همچون “کلار”، ” تاراز” و یا “منگشت”را والدین بر کودک خود می‌نهادند.

وی تصریح کرد: بختیاری‌ها یکسری تابوهایی داشتند و این تابوها در زندگی قوم بختیاری زیاد بوده است. مثلا در این قوم نامی تحت عنوان “گرگ‌علی” وجود داشت. در دوران کودکی موی گرگ را در گهواره و یا به گویش لری”تعده” می‌گذاشتند و خاصیت این کار براساس اعتقادات آن زمان فراری دادن اجنه بود. بنابراین گرگ یکی از نمادهای قدرت در قوم بختیاری تلقی می‌شد و این نام‌گذاری‌ها ریشه در همان تابوها دارد.

شفیعی بیان کرد: اما نام‌گذاری برای دختران از ظرافت و زیبایی خاصی برخوردار بوده است. مثلا اسم‌هایی همچون “ماه‌پری”، “شاه‌پری”، “گل‌پری”،” پرگل” و” ماه‌گل” از نام‌های زیبا و دل‌انگیز برای دختران‌شان بوده و نمونه‌ای دیگر از اسم‌ها همچون “جواهر”، “طلا” و “گل طلا” که برگرفته از لوازم زینتی و اعتقادات اجنه‌ای می‌باشد. همگی اینها ریشه در روحیه زیباشناختی در قوم دارد که در نام‌گذاری‌ها به دختران نگاه ویژه‌ای داشته‌اند.

شفیعی ادامه داد: بختیاری‌ها با شخصیت‌های شاهنامه و یا اساطیری ایران همخوانی داشته‌اند. هم نام‌گذاری‌ها از شاهنامه نشات می‌گرفت و هم برخی از آداب رسومی که در شاهنامه آمده با زندگی بختیاری‌ها پیوند می‌خورد. مثل رسم” پل برون”. موقعی که خبر مرگ سهراب را به تهمینه می‌دهند تهمینه پل‌های خود را می‌برد. آن چنان که در قوم بختیاری وقتی پدر یا برادر خانواده از بین می‌رفت خواهران و مادران در سوگ آن‌ها پل‌ها یا موهای خود را می‌بریدند. همچنین ما همان سبک سیاوش‌خوانی را در قوم بختیاری مشاهده می‌کنیم که به آن “مافگه” یا “کتل کردن اسب”می‌گویند که اسب را دور مزار در گذشته می‌چرخاندند.

وی بیان کرد: قوم بختیاری به خاطر شیوه زندگی که داشتند بیشتر فرهنگ مرد یا پدرسالاری بر آنها حاکم بود. بر اساس باورها، وقتی بچه‌ای به دنیا می‌آمد اگر پسر بود جایگاه بالاتر و رفیع‌تری پیدا می‌کرد. چون پسر یا مرد بیشتر می‌توانست به والدین کمک کند. به خصوص به پدر خودش در مواقع کوچ. به خاطر برخی جنگ‌ها و درگیری‌ها نبود فرزند دختر باعث آرامش خاطر آنها می‌شد. در نام‌گذاری‌ها نذرهایی هم می‌کردند. مثلا دعا می‌کردند که اگر پسری گیرشان بیاید، نام آن را “علیداد” می‌گذارند. براساس نذری که می‌کردند اگر از حضرت علی (ع) و یا از خدا خواسته بودند آن پسر علی‌داد یا خداداد نام می‌گرفت. به این معنا که خدا یا علی این فرزند را به آنها داده است.

شفیعی اظهار کرد: اما اگر دختری به دنیا می‌آمد دعا می‌کردند که بچه بعدی پسر باشد و اسم‌هایی همچون خدابس، گل بس، دربس و یا ماه‌بس را می‌گذاشتند و به شکلی خودشان را قانع می‌کردند که بچه بعدی‌شان پسر باشد. در کل اهمیت بسیار ویژه‌ای در بحث پسر قایل بودند. البته این موضوع هم به خاطر سبک زندگی خاص و طاقت‌فرسای آنها بود زیرا در زندگی کوچ‌نشینی به قوای جسمی مردانه نیاز بود.

وی تصریح کرد: امروزه کسی نمی‌آید اسم گل‌بس را بر دختران امروزی بنهد. تردد و ورود به اجتماع در آن زمان کم‌تر بود اما حالا دختر خانواده می‌خواهد به مدرسه یا دانشگاه یا سرکار برود و باید اسم‌های مرسوم را بر آن‌ها گذاشت.

شفیعی ادامه داد: می‌توانیم بگوییم که بختیاری‌ها تحت تاثیر نامگذاری‌های در شهرها نام‌های جدید را انتخاب می‌کنند. مثلا به جای این که نام فرزند خود را علیداد بگذارند نامش را آرشام می‌گذارند و اسم‌هایی که باب جامعه امروزی هستند و در فرهنگ شهری کاربرد دارند را برمی‌گزینند. این به این معنا نیست که بختیاری‌ها می‌خواهند به فرهنگ و گذشته خود پشت کنند بلکه به این معنا است که می‌خواهند مثل شهری‌ها به روز باشند. به عبارتی قصد هم‌رنگ شدن و سازگاری یافتن با جامعه را دارند. انسان باید در شرایط و محیطی که قرار می‌گیرد با آن محیط سازگاری پیدا کند تا بتواند زندگی کند. نمی‌شود من به اهواز بیایم و چون پدرم چوغاپوش بوده من هم چوغا بپوشم.

وی گفت: راه‌های علمی متعددی برای حفظ و نگه‌داری چنین آداب و رسومی وجود دارد. یکی این که مکتوب و جمع‌آوری شوند یا به صورت فیلم یا مستند نگه‌داری شوند. مثلا نامی همچون “شیرین ‌بس” تحریف شده و در زبان شهری به جای آن از شیرین استفاده می‌کنند. می‌توان برخی نام‌ها را با انجام اصلاحاتی در چرخه نام‌های امروزی قرار داد.

شفیعی بیان کرد: هر زمان یا دورانی برای خود یک سری باورها یا آداب و رسومی را در پی دارد. مثلا وقتی یک بچه شهرستانی وارد شهر می‌شود تا حدودی سعی می‌کند که خود را با شرایط شهر وقف دهد و این شرایط زندگی و محیط‌ها است که آدم را به جلو می‌کشاند و دست خود آدم نیست.

به گزارش خبرنگار ایسنای خوزستان، در قوم بختیاری آثار و آداب رسوم زیادی وجود دارد. به عنوان مثال همین گویش‌ها، فرهنگ نام‌گذاری‌ها و حتی نواهای معروف بختیاری در عروسی همچون” کی لی لی لی” و “آهای گل” را می‌توان به عنوان آثار معنوی قوم یاد کرد. آداب و رسوم، نحوه امرار معاش و زندگی، گویش، لباس و حتی نام‌ها در هر ایل نمادهای فرهنگ آن ایل محسوب می‌شود که باید آن‌ها را برای نسل آینده حفظ کرده و انتقال داد،
منبع:ایسنای خوزستان

نوشته شده توسط گروه ادبیات شهرستان ازنا  | لینک ثابت |

معادلات لغات انگلیسی چهارشنبه 1392/10/04 16:3

معادل فارسی کلمات

کلمات معـادل فارسی برخی واژه های  بیگانه که از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی مصوّب گردید :

ردیف

واژه   بیـگانه

معـادل  فارســی 

ردیف

واژه   بیـگانه

معـادل   فارســی

ردیف

واژه   بیـگانه

معادل   فارســی

1

آباژور

نـورتاب

44

بیوگـرافی

سرگذشت،زندگینامه،شرح حال

87

فانتـزی

تفننی

2

آبونه

مشـترک

45

پاراگـراف

بنـد

88

فایل

پرونجا

3

آپارتمان

کاشـانه

46

پارلـمان

مجلـس

89

فـرم

برگه

4

آتلیه

کارگاه

47

پرسـنل

کارکـنان

90

فریزر

یخ زن

5

آرشـیو

بایـگانی

48

پروژکـتور

نورافکن-فراتاب

91

فلاسـک

دما بان

6

آرم

نشـانه

49

پلمـپ

مهـر و موم

92

فلـش

پیکـانه

7

آسانسور

آسان بر(انسان) بالابر(بار)

50

پلی کپی

دسـتگاه تکثیر

93

فولکلور

فرهنگ مردم

8

آکادمـی

فرهنگستان

51

پمپاژ

تلمبه زنی

94

فیش

برگه

9

آلبـوم

جنگ

52

پور سانت

درصـد

95

فیلتر

پالایه-پایوران

10

آنتیـک

عتیـقه

53

تئـاتر

نمایـش

96

کابل

بافه

11

آیفـون

آوا بر

54

تئـوری

نظـریه

97

کابیـن

اتاقک

12

اپراتـور

کاربر

55

تراس

مهتابی- بهـارخواب

98

کاتالوگ

فهرست-کالانما-کارنما

13

اپوزیسیون

گروه مخالف

56

تست

آزمـون

99

کادر

پیرابند

14

اتوبان

بزرگـراه

57

تکنولوژی

فن آوری

100

کارتابل

کارپوشه

15

اتوبیوگرافی

سرگذشت شرح حال خود

58

تکنسـین

فن ورز

101

کامپیـوتر

رایانه

16

اتوماتیـک

خودکار- خود به خود

59

تکنیک

فن

102

کاور

پوشن

17

اتیکـت

بهـا نما

60

تله تکست

پیـام نما

103

کپسـول

استوانک

18

ادیت

ویرایش

61

تیـراژ

شـمار- شمارگان

104

کپـی

رونوشت- روگرفت

19

ارگانیزاسیون

سـازمان

62

جکـوزی

آبزن

105

کپی رایت

حق نشر

20

اسـانس

عطـر مایه

63

حق التحقیق

پژوهـانه

106

کریستال

بلوره

21

اسـپری

افشـانه

64

حق التدریس

آمـوزانه

107

کلاسـه

رده- طبقه

22

اسـتامپ

جوهـر گین

65

دکـور

آرایه

108

کمپـوت

خوشاب

23

اسـکورت

همـروان

66

دکوراسیون

000آرایی-آرایش-آرایه گری

109

کوپن

کالا برگ

24

اف اف

در باز کن

67

دسپینگ

بازار شـکنی

110

گارانـتی

ضمانت-تضمین

25

اکـیپ

گروه مجهـز

68

دوپیـنگ

زور افـزایی

111

گارد

پاس گان

26

اندیـکاتور

نامـه نـما

69

رتوش

پرداخـت

112

لژ

جایگاه

27

انسـتیتو

موسـسه

70

زونکـن

پروندان

113

لوسـتر

نور افشان

28

انیـمیشن

پویا نمـایی

71

ژتون

بهـا مهـر

114

لوکـس

تجملی

29

اولتیمـاتوم

اتمام حجت- زنهاره

72

سـری

رشته- سلسله-مجموعه

115

لیست

فهرست-سیاهه-صورت

30

ایمـیل

پیام نـگار

73

سـریال

زنجیـره

116

مارگارین

کره نباتی

31

ایندکـس

نمـایه

74

سـمبل

نماد- رمز

117

ماکت

نمونک

32

بادی گـارد

جان پاس

75

سندیکا

اتحـادیه

118

مانیفست

بیانیه

33

بارکـد

رمزیـنه

76

سنسور

حس گر

119

مایکروویو (اجاق )

تنـد پز

34

بارم

شمارک

77

سوبسیـد

یارانه

120

مکانیزه

ماشینی

35

باند

نوار

78

سوژه

موضـوع

121

موکت

فرشینه

36

بروشـور

دفتـرک

79

سوییت

سـراچه

122

میکروفون

صـدابر

37

بلـوار

چارباغ

80

سیفون

آب شویه

123

میکرو

ریز

38

بن

بها برگ

81

سینک

ظرف شویی

124

میکـسر

هم زن

39

بورس

بها بازار

82

شارژ

هزینه سرانه خدمات

125

ویلچـر

چرخک

40

بوفه

چینی جا

83

شیفت

نوبـت

126

هارمونی

هماهنگی

41

بوکس

مشت زنی

84

فاز

گام

127

* بالکن

ایوانک-ایوانگاه

42

بولتن

خبـرنامه

85

فاکتـور

برگ خرید-صورت حساب

128

* کنسانتره

افشرده

43

بیلان

ترازنامه

86

فاکـس

دورنـگار

129

* تاکسی درمی

آکنده-آکنده سازی

نوشته شده توسط گروه ادبیات شهرستان ازنا  | لینک ثابت |