ادرس رایانامه ( جیمیل )
دانش آموزان ودوستان عزیز می توانند از طریق رایانامه ی dehghan.916@gmail.com
با بنده ارتباط برقرارکنند وسوالات ونظرات خود را در میان بگذارند .
دانش آموزان ودوستان عزیز می توانند از طریق رایانامه ی dehghan.916@gmail.com
با بنده ارتباط برقرارکنند وسوالات ونظرات خود را در میان بگذارند .
بانوی گرامی پرسیده بود که برای معادل فارسی این وا ژه چه پیشنهادی دارید ؟ می توان از معادی فارسی «مجری ایستگاه خنده » استفاده نمود . شاد وتندرست باشید . حسن دهقان
سحر با باد میگفتم حدیث آرزو مندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی سالروز بزرگداشت حضرت حافظ شاعر عشق وعرفان بر همه دوستداران زبان فارسی وحضرتش گرامی باد. هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریده عالم دوام ما
| ماضی ساده | بود | داشت | آمد | شد | کرد | گذاشت | رفت | گرفت | ماند | بازگشت |
| خوردند | رفتند | رسید | شکفتند | سرزد | رفتم | نکردم | فرود آمدم | رفتم | ||
| ماضی استمراری | می نشستند | می گشت | می سنجید | می یافت | می سپرد | برمی گشتیم | می رفتیم | می گرقت | می آمد | می برد |
| باز می گرداند | می برد | می گریست | باز می گشتند | می رفتم | بر می گشتم | می شدم | می کرد | |||
| ماضی بعید | ریخته بود | رسیده بود | نشسته بودیم | گذاشته بودم | رفته بودم | |||||
| ماضی نقلی | داده اند | ساخته اند | بوده است | آلوده است | برخاسته اند | آمده اند | داده است | آمده است | کرده است | |
| مضارع اخباری | می آید | می شود | برمی دارد | می کنند | است | می گویند | می کند | می کنم | ایم در نزدیک تریم | می گوید |
| می خواند | می توان دید | می توان کرد | دارد | میرسد | می شود | می گیرم | می شنوم | می گرید | سر می زند | |
| می پیوندد | می بیند | می رود | می توان زد | می شود | ||||||
| مضارع التزامی
| بگذارد | بخوابند | کنند با حذف ب | بزنند |
فعل امر : زنید با حذف ب -کنید با حذف ب
عصرتان به شادی .حسن دهقان
| مضارع اخباری | می گذرانی | دارم با حذف می | آیدبا حذف می |
| نشینم با حذف می | شوم با حذف می | بازروم با حذف می | گردد با حذف می |
| ماضی ساده | پرسیدند | گفت |
روز خوش .حسن دهقان
| ماضی ساده | ماضی ساده | ماضی استمراری | ماضی نقلی | ماضی بعید | مضارع اخباری | مضارع التزامی | فعل امر . آینده.فعل نهی |
| نداشت | زفتم | می بایست | دیده ام | کرده بودم | است | بروم | بده ( امر) |
| بود | نکشید | می افتادیم | رسیده است | نشسته بود | باشد | برویم | خواهید گقت ( اینده ) |
| گرفت | زدیم | برمی داشتیم | دوخته شده است( مجهول) | رسیده بود | دارم | بیایم | بازخواهد داشت |
| شد | گذشتیم | می کردیم | دیده اند | نهاده بودند | هستید | بگویم | نکنید (نهی) |
| کردیم | راند | می رفتیم | شده با حذف است | نوشته شده بود ( مجهول) | میرود | بنویسم | |
| آمد | داشت | می کردم | گفته اند | داده بودند | می کند | ببری | |
| آمدم | نهادند | می گرفتند | کرده (است) | خوانده بودم | نمی ماند | کنیم با حذف ب | |
| کردم | دید | می دادند | کاشته اند | کرده بود | می دانیم | کنیم | |
| فهمیدم | بود | می خواندند | نهاده اند | می میرند | کنم | ||
| گفتم | یافت | می زد | شده ( است) | می بینم | بکند | ||
| دادم | ایستادند | می گفت | کرده اند | نمی آورد | ببرد | ||
| برداشت | کشته شدند( مجهول( | می شد | ریخته اند | خوانده می شوند( مجهول ) | |||
| کرد | رسید | می توانست | آورده است | دارد | |||
| نوشت | انداخت | ساخته شده ( است )و زده اندوبوده است وکرد ه اند | می نگرد |
| ماضی ساده | ماضی نقلی | مضارع اخباری | فعل امر | فعل نهی |
| برانگیخت | نشسته با حذف معنایی است | م در جنونم | باز آ | مگریز |
| دادند | نمی توان کرد | |||
| گفتی | مانَد با حذف می | |||
| گفتم | است | |||
| بودند | ||||
| بستند |
| ماضی ساده | مضارع اخباری | مضارع اخباری | مضارع اخباری | مضارع اخباری | مضارع التزامی | فعل دعایی | فعل امر |
| آمد | است | نکند با حذف می | رسدباحذف می | بوَد وباشد | رسانند با حذف ب | بادا | می شناس |
| گفت | اند در موجودند(هستند) | ننماید با حذف می | سوزد با حذف می | خورد با حذف می | نسازد ( منفی) | می یاب | |
| اند در کمال اند | رسد با حذف می | گرداند با حذف می | نداردبا حذف می | بکند | گوش دار | ||
| نبینی با حذف می | خوانند با حذف می | نهد با حذف می | گرداند با حذف می | برساند | |||
| نباشد با حذف می | باشد با حذف می | رسند با حذف می | بیند با حذف می | بخواهی | |||
| کنی با حذف می | نباشد با حذف می | باشد با حذف می | رسد با حذف می | نخواهی | |||
| اند در حسن اند | نتوان رسیدن با حذف می | ارزد با حذف می | زند با حذف می | نطلبد منفی | |||
| می کوشند | شود با خذف می | آید با حذف می | نداند با حذف می | ||||
| می توان رسیدن | نباشد با حذف می | باشد با حذف می | کند با حذف می | ||||
| نشود با حذف می | کند با حذف می | کند در زندگانی کند | باشد وگوید با حذف می | ||||
| ندهد با حذف می | ننهند با حذف می | ی در مایی وایم در توایم |
در متون قدیم گاهی به جای ب که بر سر فعل امر می آمد از می استفاده می کردند : می کوش به هر ورق که خوانی ( بکوش )
شاد باشید . حسن دهقان
| ماضی ساده | مضارع اخباری | مضارع التزامی | فعل امر |
| گفت | باشد با حذف می | کنم با حذف ب | یاد کن |
| گزید | نیاید با حذف می | بگیرد | |
| گردانید | بر آرد با حذف می
| طلبد با حذف ب | |
| رسم با حذف می | کند با حذف ب | ||
| زند با حذف می | کند با حذف ب | ||
دهد با حذف ب |
| ماضی ساده | ماضی نقلی | مضارع اخباری | مضارع التزامی | فعل امر |
| ماند | ببریده اند | می کند | بگویم | بمان |
| شدم | نالیده اند | خواهم با حذف می | گو باحذف ب | |
| شد | است | رو با حذف ب | ||
| نجست | نیست | |||
| فتاد | نیابد با حذف می | |||
| برید | باز جوید با حذف می | |||
| درید | ||||
| دید | ||||
| رفت |
فعل باد در بیت نهم دعایی است .بعضی افعال تکراری هستند مثل است یا نیست
پیروز باشید .حسن دهقان .ادمه دارد